به نام خدای رحمن و رحیم، خدای عشق و عشق؛

خدایی که رحمانیتش عشق را در هستی جاری کرد و از فیض رحمانی خود به هستی جان بخشید و از

این بخشش و حُب بود که عوالم مختلفی در قالب عقل به وجود آمد.و به این ترتیب خداوند، عکس روی

خود را در آیینه آفاق انداخت. یعنی با تبلور عشق، عقل را آفرید تا نظاره گر و آیینه ای برای انعکاس عشق

و زبانی برای خبر دادن از آن باشد. قلم عقل با همه ناتوانی اش نام عشق را بر صفحه عالم نوشته

است و عظمتش را انعکاس می­دهد هر چند که عشق قابل توصیف نیست.

   چـون قلم انـدر نـوشتـن مــی شتـافت         چون به عشـق آمد قلم در خود شکافت

 (مولوی)